محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

269

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

عاليجاه با ايلچى سخندان روانه فرمود ، حاصل مضمون عريضه آنكه : هر چند زودتر موكب عالى به اين حوالى تشريف فرمايد اولى وانسب و بقواعد و شرايط سلطنت اقرب خواهد بود و مقارن اين احوال ، قاصدى ديگر بطريق استعجال ، بدار السلطنهء اصفهان فرستاد با عرضه‌اى به اين مضمون كه اگر ميل سلطنت و پادشاهى داريد بىتوقف و تأخير خود را ميبايد رسانيد . اما رسل و رسايل و وسائط و وسائل حاكم دار السلطنهء قزوين ، به اردوى ظفر قرين شاهزادهء گردون اساس شاه عباس بيشتر بود و ميل متابعت و هواخواهى و شوق سلطنت و پادشاهى باينجانب ، جناب امارت مآب را غالب . از اينجهت متعاقب ، قاصدان سخندان با تحفه‌هاى نفيسهء فراوان به خدمت شاهزادهء سكندر شأن و خان عالى مكان فرستاده ، بتأكيد و مبالغهء تمام بخاطر جمع ايشانرا به قزوين آورد و بتاريخ دهم شهر ذى قعدهء سنهء ست و تسعين و تسعمائه ، موكب گردون مراتب شاهزادهء فريدون جاه را در دولتخانهء همايون نزول اجلال واقع شد و قور خمس سلطان ، از روى اخلاص ، در مقام خدمت استادگى « 1 » نمود ، كمر متابعت و دولتخواهى بر ميان سعى و جهد بسته ، بلوازم انتظام مهمات سركار سلطنت و مراسم حصول اسباب شوكت و حشمت قيام و اقدام نمود . و اظهار هواخواهى و يكجهتى كرده رتبه‌اش از ساير امراى ملك‌آرا ، در تقرّب و تعيّن افزود و بعد از آنكه خاطر فكرت مآثر از اينجانب مطمئن ساخت ، قاصدى بتعجيل هر چه تمامتر با عريضه‌اى مشتمل بر كمال اعراض و نهايت كلال و ملال ، به اركان دولت ابد اتصال ارسال داشت ، مضمون عريضه آنكه ، موكب همايون در توجّه باينجانب ، تعلّل و تساهل جايز داشته ، اين قضيه كليّه را [ 149 ] سهل شمردند و آمدن سپاه خراسان را به اين عنوان گمان نبردند . الحال بسعادت و اقبال ، بدار السلطنهء

--> ( 1 ) - م : ايستادگى .